|
*سوژه خنده*
|
مسئولین پاسخگو باشین لطفا جوابشو بدین: پس شوهر من کو ؟؟؟!!
هر گردی که گردو نمیشه
خانمی نوشته: دوستم تو خیابون شلوغ داشته راه میرفته، موتوریه اومده کیفشو بزنه، اما این محکم کیفش رو گرفته، موتوریه پیاده شده، هلش داده پرتش کرده زمین، بعد اومده شروع کرده گوشیش رو از تو دستش کشیده تا تونسته بگیره و بعد در کمال آرامش سوار موتورش شده و رفته...
رو تماشا کردن، تشکر ویژه به عمل بیاریم که برای حفظ پاکیزگی محیط زیست، در هنگام تماشا، از آوردن تخمه و آجیل خودداری نمودند!
از معــجزات کــباب سلــف دانشگــاه
بعد از ممنوع شدن قلیون دادن به خانم های تنها، تو بعضی از سفره خونه ها چند تا مرد گذاشتن، ساعتی دو هزار تومن اجارشون میدن که کنار خانم ها بشینن، تا اونا بتونن قلیون بکشن ... اماکن) برای این اشتغال زایی تشکر به عمل بیاریم
این اخطار سومه !
خو لامصبا اروم تر کارتونو بکنین
پوشش جالب و زیبای دو دختر خوش سلیقه ایرانی
گشت ارشاد در قزوین راه اندازی شد
چقدر مرد با حیایی ......
ای جااااااااان
دوست با وفا
معروفترین پزشک متخصص قلب نیویورک فوت کرد و در مجلس ختم باشکوهش یک ماکت بزرگ قلب در پشت تابوت او قرار داده بودند که در پایان مراسم همراه با مارش عزا دریچه های آن قلب باز شد و تابوت را به درون خود فرو برد همه از این ابتکار به اعجاب و تحسین آمدند، ولی یکی از پزشکان در ردیف اول ناگهان شروع کرد به قهقهه و اصلا نمیتوانست خودش را کنترل کند.1 اگر من که متخصص زنان و زایمان هستم بمیرم این صحنه چگونه اجرا میشود من تازه فهمیدم خانوما چرا میکانیک نمیشن !!!!!
زنان از دیروز تا امروز
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ بدون شرح
خانمــی با همســــــرش گفــت اینچنیـــــن : کای وجــــــودت مــــایه ی فخـــــر زمیــــــن ! ای که هستـــی همســـری بس ایــــده آل ! خواهشــــی دارم .. مکُــــن قال و مقـــــال ! هفــــت سیـــــن تازه ای خواهــــــم ز تـــــو غیـــــــر خرج عیـــــد و … غیــــر از رختِ نو “سین” یک ، سیّاره ای ، نامــــش پـــــراید تا برانـــــــــم مثـــــــل بـــــرق و مثــــــل باد “سین” دوم ، سینــــه ریـــــزی پُر نگیـــــــن تا پَــــرَد هــــوش از سر عمّـــــه شهیــــن ! “سین” سوم ، یک سفـــــر سوی فـــــرنگ دیـــــــــدن نادیــــــــده هـــــــای رنـگ رنـگ “سین” چارم ، ساعتی شیـــــک و قشنگ تا که گویـــــم هست سوغـــات فرنــــــگ “سین” پنجـم ، سمــــع دستـــورات مــن ! تا ببالــــــم مـــــن به خــود ، در انجمــــن ! آنگه ، آن بانـــــو ، کمـــــــی اندیشــــه کرد رندی و دوز و کلَـــــــــک را پیشــــــــه کرد ! گفــــــت با ناز و کرشمـــــه ، آن عیـــــال !! من دو “سین” کم دارم ، ای نیکـو خصال ! گفت شویش : من کنــــــــــون یاری کنم با عیال خویـــــــــش ، همکـــــاری کنم !! “سین” ششم ، سنگ قبـــری بهر من ! تا ز من عبـــــــرت بگیرد مـــــــــرد و زن ! “سین” هفتم ، سوره ی الحمد خوان … بعد مرگــــــم ، بَهر شــــوی بی زبان !!!
هههههههههههههههههههههههههه |
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |